قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2990

تاريخ الفي ( فارسى )

مسعود حمله آوردند . « 1 » سلطان طاقت مقاومت ايشان نياورده روى به گريز نهاد . اين معنى از عجايب اتفاقات روزگار بود كه هردو لشكر از يكديگر هزيمت يافته متفرق شدند . سلطان مسعود به قصد آذربايجان رفت . و ملك داود به همدان افتاد و بوزابه در ملازمت ايشان به همدان رفت و خليفه راشد باللّه به همدان آمده به ملك داود ملحق شد . در همدان خبر رسيد كه سلطان مسعود نيز هزيمت يافته با معدودى چند به جانب آذربايجان رفته ، ملك داود به اتفاق خليفه و خوارزمشاه متوجّه خوزستان شدند . چون جماعتى از امرا به رفتن ايشان به جانب خوزستان راضى نبودند و رأى آنها آن بود كه به بغداد روند [ 64 ب ] بنابراين ، ايشان جدا شده به جانب بغداد رفتند . سلجوقشاه پيش از آنكه ملك داود و خوارزمشاه به خوزستان روند ، از خوزستان برآمده به قصد تسخير بغداد به آن صوب رفت . چون به نواحى بغداد رسيد ، امير البقش « 2 » ، شحنهء بغداد ، بيرون رفته و به حرب سلجوقشاه اشتغال داشت . عياران بغداد دست به نهب و غارت بغداد دراز كرده خانهء جمعى كثير از تجاران شهر را غارت كردند . استيلاى عياران در بغداد به جايى رسيد كه روز روشن به خانهء مردم مالدار مىرفتند و آنچه مىديدند برمىداشتند . سلجوقشاه نيز طاقت مقاومت ايشان نياورده روى به گريز نهاد . چون سلطان مسعود خبر يافت كه ملك داود به قصد عراق عرب مىرود ، از آذربايجان لشكرى آراسته متوجّه بغداد شد . ملك داود چون اين خبر شنيد از خوزستان بازگشته به جانب فارس رفت و خوارزمشاه به بلاد خود مراجعت نمود ، و راشد باللّه از اعانت سپاه عجم نااميد گشته به جانب اصفهان رفت . چون قدرى در اصفهان بود ، جمعى از فدويان محمّد بن بزرگ اميد - كه بعد از فوت پدر خود در اين سال بر اسماعيليه حاكم شده و او داعى سيّم بود از نزاريه - در بيستم شهر رمضان المبارك در وقت قيلولهء راشد باللّه بر سر وى ريخته او را به ضرب كارد هلاك كردند . « 3 » چون محمّد بن بزرگ اميد خبر قتل راشد باللّه را شنيد ، در روز عيد فطر بيرون آمده ، رفيقان را از آن حال اعلام نمود و فرمود كه تا هفت روز در الموت شاديانه نواختند ؛ چنانچه در زمان كيابزرگ اميد چون قتل مستر شد باللّه رسيد ، هفت روز شاديانه مىنواختند .

--> ( 1 ) . در اين يورش بوزابه ، به خيمهء امراى سلطان مسعود فرود آمد و بزرگانى از ايشان همچون صدقه بن دبيس ، عنتر بن ابى العسكر ، سنقر صاحب زنجان و محمّد بن قراسنقر را اسير كرد . - ابن اثير ، الكامل ، ج 11 ، ص 61 . بندارى ، تاريخ . . . ، 213 . بندارى اين واقعه را در سال 531 ه . ق ذكر كرده است . ( 2 ) . ق : القنش . ( 3 ) . بنا به تصريح ابن اثير عدّه‌اى از خراسانيان كه در خدمت راشد باللّه بودند ، او را از پاى درآوردند . - الكامل ، ج 11 ، ص 62 .